|
|
|
|
|
به نام خدا
رو این کار خیلی وخته زحمت میکشم مث کارای دیگم خوشم میاد ازش خیلیا میگن رپایی که مینویسی خیلی بهتر از پاپ هات < احتمالا درسته ولی من خودم دوست دارم اینجوری بنویسم به نظرم رو موزیک راک میشینه شاید یه روزی خودم این دسته از کارهامو اجرا کردم ولی هیچوخ سراغ کار فروختن نمیرم اگه قرار باشه به کسی کار بدم او کسیه که باهاش زندگی کرده باشم و بشناسمش > در ضمن انقدر از من بهتر هستن که تو این سبک بنویسن پس حق با اوناس این کارا هیچوخ به اجرا نمیرسه به جز با صدای خودم
کوه انقدر از خودم فراریم که سایمم راهمو گم کرده تو که به سمت جسم ِ من میری کاری بکن این جاده برگرده
خون میره از صلیبه آغوشم تا میخه آغوشتو میکوبی
این آخرین راهیه که میرم انگاری دارم به خودم میام
این آسمون دره ی وارونه اس دستامو ول کن منکه می افتم
من پا فشاری میکنم رو ابر تو پشت ِ آسمونو خالی کن
بلند ترین سقوط من اینه حالا که از چشم ِ تو می افتم
تحریک ِ مرداد ِ تنت میشم خون ِ زمستونو بریز خورشید
این زخم ِ کاری رو نبند < برگرد شالتو بردار اشکاتو پاک کن علیرضا یا علی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 2:25 توسط علیرضا
|
||