تبليغاتX
قلت دیکطه ای - پشم را باید زد , به گوسفندها اعتمادی نیست
خرده از حرف ِ درشته منه آزرده نگیر<حرف ِ آزرده درشتانه بود خرده نگیر
به نام خدا

تو زندگیم همیشه بیشتر از اینکه از شعر و ترانه و غزل دوستان تاثیر بگیرم

برای نوشتن سعی کردم از اتفاق هایی اطرافم میوفته انرژی بگیریم

بارها و بارها این کلمات بگوشم خورده که : علیرضا این کارارو ننویس نخون

 که واست دردسر میشه هاااا

یا اینه این کارا همه گیر نمیشن و تعداد کمی به اونها گوش میدن

من مخالف مردم نیستم اما از خدامه که طرفدارام کم باشن اما زیاد بفهمن

ترسی از کسی ندارم چون به خدا اعتقاد شدیدی دارم و میدونم روزی که قراره بمیرم میمیرم

من دوست دارم یه کاری کرده باشمو از این دنیا برم

نه برای این کار بخونم که دو نفر بهم پا بدنو تشویقم کننو معروف بشم

آره منم مث خیلیها از معروفیت و محبوبیت خوشم میاد اما

اما هدفم از این چیزا مهمتره

اگر کسی منو نقد کرد و من تند باهاش برخورد کردم به خاطره اینه

 که خودم درک کردم چی نوشتم

کاره من بی عیب نیست ولی بعضی جاها حتما لازم بوده که عیب داشته باشه

شاید مغرور باشم اما ... بیخیال

خفه...

خفه شو < روبه روت منم که اقیانوسه کلماتم

خفه شو که با موجه تیکه هام دنباله تلفاتم

من یه دعا نویسم که بدونه سلامو صلواتم

خفه شو < اگه تو سوژه ی شعرایی من لات ادبیاتم


بپر نترس اگرچه حاله دفاتر من طوفانیه

تو سقوط می کنی ولی همه میگن دریا جانیه !


تو مغزم عشقه به تو ِ همراه نفرت < سکتت>  میده رفتارم بهترین علت اینه که دقت کنی

که میمیرم برات ولی تورو هم میکشم

اونقد شاعرم که میتونم بیخیاله توشم


احواله شعرام یه اجتماعه شهوتیه

اینا تو ارشاد ِ غربیم مجوز نمیگیره و خط خطیه

تو هم سنگ تو دستته و خط رو خطی همینه مشکل تلفنم

من باید انقد صهیونیسمی شم که ذهنتو اشغال کنم


ببین که بیشتر از نه ماه خاصیت این کلمات ِ باردار

جهانشون یه زندون ِ با یه مشت بی گناه خلافکار

این بغض اشعارمه طعنه میزنه به گلوی خیلیا مثه طناب دار

چون رودخونه سقوط میکنه همیشه با نارو ِ آبشار


خیلیا گرگ شدن چون فهمیدن جنگله جامعه

اما من حاضرم  برعکس اونا حاضرم باشم انگله جامعه

ولی نه !!! من همیشه به مادرم میگم : مادررر اینجا خیلی سرده

بنده نافتو بده که پسرت میخواد برگرده

منیکه خدارو دیدم بزرگتر از گناه منه

آدما یه مشت بردنو دنیا معدنه ... گناهاییه که نمیشه نکرد

مرده به دنیا اومدم سالهای جنگ تو کوچه های نبرد

شاید واسه پیروزی

من مدرن فکر میکنم با شدیدترین افکاره دیروزی

توقعی ندارم از خواهرا وختی آقایون فمنیستن

خدا پدری میکنه ولی این برادرا برابر نیستن

فرق منم اینه یه آرتیستم که تایتانیک بازی میکنه روی موتور

انقد غرق میشم که یه حسی بهم میگه زمین بخور

خب امتحان این نقش ضرر داره ولی آزمایش کن

ببین خشنم پس توهم کتابامو وحشی آرایش کن

آخه این روزا میخوام از ذهنم یه طیاره قرض کنم

میخوام چشم بسته جهانمو فرض کنم

به چیزای بد نگاه کنمو میخوام دیدمو هرز کنم

با این خواستنا میخوام طی الارض کنم

این میشه که اگه قالبمو یه شب به تو قرض بدم

تو دنیا میشی ولی بدون این منم که بهت مرز میدم


نصوه شب یکی دشنه میذاره تو دیسو به من تنها میگه

همونیکه به رگ افکارم دریا میده

نصوه شب  درختو خنجرو خاطره بهم برپا میده

ولی تا میام از خورشید بنویسم یهویی برقا میره

خب منم تو تاریکی مینویسم دریچه ی نورو

حرفام بو داره کی میشنوه بورو؟

کی تحمل میکنه این حملات ِ ناجورو ؟

منو نمیشناسن اونا که میشناسن لای پر ِ قورو

همه گوش میدن به جز یکی کسی نمیگیره منظورو

تو هم باید گرگ باشی تا بفهمم چی کشیده شنگولو

من آرزومه بزنم رگ آبجیه داشای آب منگولو

 من کلا به همین کسایی که خواستمو نشد مدیونم

خدایا ... از بابت چیزایی که ندادی بهم ممنونم

به کوچیک ترین حرکات چشم تو مظنونم

واسه همینه بیشتر خیانت مضمونم

اکنونم که شما دارید به اخبار شخصی گوش میکنید من خونم <

داره آتیش میگیره توی اسلام شهر

پاتوقه ادبیاته پیچدارم مولویه و با میدونای دیگه قهر ِ قهر

تا روزه قیاااااامت

من همون علی کوچیکه ام که بزرگ شده با این عادت

که شبا خوابه ماهی ببینه و آهی بکشه

کثیف ترین تجاوز به شخصیت ِ خودم محدودیت ِ چشه


منیکه بچه ی یه خرابه ایم صدوهشتاد درجه اونورتر از لاسوگاس

من نه بابام حاجیه نه بلدم مکه کجاس

من میجنگم ولی شهید نمیشم و نمیکشم برای تقاص

بالاهارو بلد نیستم اما خوب میدنم دکونو دکه و شلمچه و فکه کجاس !


من میدونمو...هیسسسسسسسسس ! نه نوشته هامو لال نمیکنم

اینا فقط حرف نیست فحشامو فال نمیکنم

مذهبیم ولی سوژه رو ارتحال نمیکنم

گذشت ماله بابا بزرگاس < من اونقد کینه ایم که خودمو حلال نمیکنم

حرفامو درگیره رپو راکو پاپو متال نمیکنم

نه ... من با گلو بلبل اتصال نمیکنم

آره با چیزی به جر سکوتت حال نمیکنم

تو خفه شو ولی من اقیانوسمو چال نمیکنم...

                                                                       علیرضا

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 20:33  توسط علیرضا