تبليغاتX
قلت دیکطه ای - اشتباهتیم به مولا
خرده از حرف ِ درشته منه آزرده نگیر<حرف ِ آزرده درشتانه بود خرده نگیر
 

دوستان!

بینندگان!

شنوندگان!

خلاصه با همتونم...

این متنی که نوشتم نه دردو دله نه چیزه دیگه

فقط به عنوان یک متن ادبی یا بی ادبی تو این وبلاگ گذاشته شده

اینجانت به دیالوگ نویسی علاقه ی شدیدی دارم

و به همین خاطر تمرین میکنم

این هم یکی از قسمتهای نوشته هامه که میتونه حرف زدنه یه آدم

با آینه باشه

من تو این وبلاگ هیچ چیزه شخصی از زندگیه خودم نمینویسم

اگرچه تمام نوشته هام رو لحظه به لحظه زندگی کردم

اشتباه

بزرگترین اشتباهی که تو زندگیم کردم این بوده که همیشه فکر میکردم کاره بدی که کردم

 اشتباه بوده و سعی میکردم جبران کنم اما با جبران کردنم همیشه اشتباه کردم

تازه متوجه شدم آدم باید انقدر بزرگ باشه که اشتباهای خودشو نبینه

حالا دیگران هرچی میخوان راجبه شخصیت آدم حرفای ناجورو واجر بزنن

خب پشت سر آدمای بزرگ حرف زیاده!

هر آدمه بزرگیم میتونه اشتباه کنه

اصلا آدم اشتباه میکنه که بزرگ میشه

یه سری از آدما انقدر بزرگن که کسی نیتونه اونارو ببینه

درست مثله بعضی از اشتباهای بزرگ

خیلی ها با چشمه بسته راحترن خب منم چشم بسته بهتر میدونم که نمیبینم

اصلا میدونی مشکل من چیه؟

اینه که از خودم خیلی خوشم میاد

اینم یه اشتباه دیگه !

اما بعضی از اشتباهارو باید کرد ! و بعضی از کرده هارو باید اشتباه!

منم سعی به اشتباهم میکنم که یه نفرو ببخشمو ازشم معذرت خواهی کنمو اونم بشه

 قهرمانه رمانه بی ورق

بعدش واسه من قیاف بیاد

البته یاد اون روزایی که  منو میبخشیدو معذرت خواهیم میکردو منم به روش

. نمیوردم ب ب ب نه نخیر

همیشه وخ واسه اشتباه کردن نیست...

                                                از نمایشنامه بی پرده ( علیرضا )

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 1:1  توسط علیرضا