|
|
|
|
|
به نام خدا
جهان يه ايالته با چند تا پدرخوانده که مثلا با هم درگيرن همونايي که تا رو ميان يادشون ميره کيا اين زيرن هميشه يکي فرمان ميده تا خيليا بميرن همه يجور دنيا ميان ولي خب يجور نميرن
قاتلا نميميرن چون 100دام (صدام) هنوز زنده س منم دلم ميخواد تکيه کنم ولي خالي ميشه پشتم منم اگه يه تفنگ داشتم شايد خيليارو مي کشتم منم يه آدمه عاديم ... انقدر ماديم ... که فکر ميکنم دارم فکر ميکنم معنيشو نمي فهمم و خيلي چيزارو ذکر مي کنم ولي اينو مي فهمم هرکي بره اون بالا بشينه فکر ميکنه غوله مي فهمم مشکله اقتصاده زمين زياديه پوله
بابام بهم ميگه : بچه جيش بوس لالا ... بگير بخواب من بعد از اين همه گوشزد که بهم شده هنوز نفهميدم چيرو بايد بگيريم و چطوري بخوابيم جهان يه اقيانوسه و ابليس يه ماهيگيره و ما آدما براي همديگه قلابيم
جهان با دنيا کشتي ميگيره و تخته من اقيانوس ميشه همه بهم ميگن ديونه اي ... راس ميگن... کي بجز من واسه زودتر مردن هل ميشه؟ هر پرنده اي که بفهمه چي زيره اين آسمون ميگذره غريزي اسکل ميشه چند هزار ساله پيش يه نفر اومده و چند هزار ساله آيندمونم گفته يه سري انقد ايمان آوردن که از گردن تا نوکه پا لختن ولي اين روسري از سرشون نمي افته اما ما که اينجاييم اينجا فرق داره اينجا به سبک ِ غربيا شيک نميشيم اينجا انقد معتقديم که اسير ِ عرضاي پهن و باريک نميشيم اينجا به دود و مشروبات ِ الکلي نظديک نميشيم به دنيا بگيد استيريپتيز نکنه ما تحريک نميشيم
من خدارو ميشناسم قسم به قرآنه مجيدينا< > ميدونن < انقد از گل و بلبل نگيد با اين حرفاي خوب خوب نميشم هفتاد درصد ِ بدنم آبه ... من با حرارته جنوب خوب نميشم شما سالميد من مدعيم که با اين مغزه معيوب خوب نميشم من برعکسم هيچوخ تو شرايط ِ مطلوب خوب نميشم من انقد خماره اين اجتمام که که حتي با جنساي مرغوب خوب نميشم قافيه هاي اين شرايط زياده... من تو غروب و کناره محبوب و تو حالته ميخکوب و با يه دختره شيطون يا محجوب و از نياگارا گرفته تا توي جوب و از دماي خشک مغزم بگيريد تا مرطوب و من هيچ جايي بجز حالته مصلوب خوب نميشم
تاکيد ميکنم اين کارا نه رپ ِ نه پاپ ِ نه متاله نه راک يه قافيه ي انگشتي اين وسط به کار ميره يعني ف_____آعلاتن مفاعلاک من کرم دارم در حد ِ سيگارو لايي کشيدن با موتور و کراک من انقد کرم دارم که خونم اونجاس بايد برم توي قبر ... زير ِ خاک
نه اينکه مث ِ گوسفند باشي و سر ِ هر تيکه ي مبتذلش پشمات بريزه اينا مشکلات ِ همه ي مردميه که به دنيا ميان و همه ي اينا اينجوري راحترن به خودم ميگم : پس به تو چه که کجا جنگه و کيا از کيا بدترن يه عده از آدما گرگن و بقيه خرن يه سريا هم ترجيح ميدن وختي هوا جنگليه مث ِ موشه کور باشن و از سوراخاشون بيرون نرن من اين رمان ِ وحشيه زندگيو حفظم تا تهش من حقيقتو گفتم و هيچ دروغگويي نميکنه باورش بخدا فراموشي و مرگ نعمتن ولي مغز منکه اين چيزا نميشه سرش ميگن ازراييل شفا ميده و منم خوب ميشم البته آخرش علیرضا سلیمانی یا علی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 15:52 توسط علیرضا
|
||